تبليغاتX
!...ساده مثل سکوت


!...ساده مثل سکوت

 

دروووود

رجب که می شود دلم برای خدا تنگ نمی شود...او انگار با من است و من با او...

خداکند رهایم نکند...

این روزها که میگذرد من را از دعایتان محروم نکنید...بعد از اعمال ام داوود وقتی اشک بندگی روی گونه ی تان جاری شد کسی را به یاد بیاورید که خالصانه به شما التماس دعا گفته است. بنده ای بیش نیستم که اگر او اراده کند از عزت به ذلت و از ذلت به عزت میرسم...پس دعا کنید مرا...

 

التماس دعا

 

 


پس نوشت:

متولد شدم!

جهت درک مطلب به پست قبل مراجعه کنید...!

بدرووود

نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووود

امیدوارم حال همگی شما دوستان عزیز خوب باشد.

ببخشید مدتی نبودم. کمی سرم شلوغ بود و آپ کردن وبلاگ باعث میشد به کارهای دیگه ام نرسم.

و از شما دوستان عزیزی که همچنان به من نظر لطف دارید سپاسگزارم.

با اینکه تمایل داشتم تولد دوباره وبلاگ رو مصادف کنم با میلاد مادر خوبیها...که به تاریخ هجری قمری تولد خودم هم هست اما حس مسئولیتم دربرابر امر مهم انتخابات که تا چند روز دیگر باید به استقبالش برویم این اجازه رو به من نداد.

 

خیانت های احمدی نژاد

۱- خواندن دعای فرج برای امام زمان

۲- توزیع سهام عدالت میان مستضعفان

۳- دو برابر کردن حقوق بازنشستگان

۴- واگذاری زمین ۹۹ ساله (شبیه رایگان) در مسکن مهر

۵- کاهش ۳۰ درصدی قیمت زمین و مسکن(برای اولین بار در کشور)

۶- خودکفایی ایران در تولید سیمان و فولاد

۷- حضور در میان پابرهنگان و مردم عادی در سفرهای استانی

۸- بی احترامی به صهیونیست های مهربان!!!

۹- حمایت آزادی خواهان جهان از او

۱۰- وارد کردن ایران به جمع ده کشور دارای فناوری هسته ای در جهان

۱۱- باج نگرفتن و باج ندادن

۱۲- دشمنی با مافیای پول و قدرت

۱۳- روحیه انقلابی

۱۴- تشکیل اولین جلسه ی هیئت دولت در حرم رضوی

۱۵- و ...

ما ضمن اعلام برائت از این گناهان نابخشودنی درخواست می کنیم به او رای ندهید!

مخلص شما،مافیای مظلوم قدرت و ثروت!!!


هموطنم،
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون سطح آگاهي و توقع مردم را بالا برد.
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون شبانه روز خدمت مي كند و كار بعدي ها را سخت مي كند.
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون كشور را دست بسته در اختيار بيگانگان قرار نداد.
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون مديران كمتر متوقع و پاك دست داشت.
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون دور تسلسل مديران خانوادگي را شكست.
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون دست مفسدان و رانت خواران را از ثروت كشور قطع كرد.
احمدي نژاد تخريب مي شود، چون در دل و قلب مردم نفوذ زيادي كرد. و بالاخره اين كه احمدي نژاد تخريب مي شود، چون راه بازگشت به قدرت خيلي ها آنقدر سخت شده كه وحشت نرسيدن به صندلي ها، خواب را از چشم ايشان گرفته است. هموطن راي تو به احمدي نژاد، راي به خدمت، راي به حذف فاصله ها، راي به شجاعت، راي به اقتدار ملي، راي به ايستادگي، راي به سازندگي و راي به پاكي است.

زنده باد ایران و رهبرمقتدر


پ.ن

۱- از سیاست متنفرم اما...این حرف ها تو دلم مونده بود...مثل بغضی که تو گلومه.

۲- فقط ببین و بگو آمین.

تا درودی دیگر بدروووود       

نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

دروووود

ایام فاطمیه و شهادت بانو فاطمه الزهرا(س) را به تمام دوستان تسلیت عرض میکنم.

مرا از دعای خود محروم نکنید.

 

ابریست کوچه کوچه ، دل من ، خدا کند

نم نم ، غزل ببارد و توفان به پا کند

حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است

چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند

مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید

شاید که بغض شعر مرا گریه وا کند

با واژه های از رمق افتاده آمدم

می خواست این غزل به شما اقتدا کند

حالا اجازه هست شما را از این به بعد

این شعر سینه سوخته ، مادر صدا کند ؟

مادر! دوباره کودک بی تاب قصه ات ...

تا اینکه لای لای تو با او چها کند

یادش بخیر مادرم از کودکی مرا

می برد تکیه تکیه که نذر شما کند

یادم نمی رود که مرا فاطمیه ها

می برد با حسین شما آشنا کند

در کوچه های سینه زنی نوحه خوان شدم

تا داغ سینه ی تو مرا مبتلا کند

مادر ! دوباره زخم شما را سروده ام

باید غزل دوباره به عهدش وفا کند :

یک شهر ، خشم و کینه ، در آن کوچه – مانده بود

دست تو را چگونه ز مولا جدا کند

باور نمی کنم که رمق داشت دست تو

مجبور شد که دست علی را رها کند...

تو روی خاک بودی و درگیر خار بود

چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند

نفرین نکن ، اجازه بده اشک دیده ات

این خاک معصیت زده را کربلا کند

زخمی که تو نشان علی هم نداده ای

چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند

باید شبانه داغ علی را به خاک برد

نگذار روز ، راز تو را برملا کند...

گفتند فاطمیه کدام است ؟ کوچه چیست ؟

افسانه باشد این همه ؛ گفتم خدا کند

*

با بغض ، مردی آمد از این کوچه ها گذشت

می رفت تا برای ظهورش دعا کند

از کوچه ها گذشت ... و باران شروع شد

پایان شعر بود که توفان شروع شد

*

آقای حسن بیاتانی

http://www.2to7.blogfa.com/

 

التماس دعا...

    بدروووووود          

نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 3:56 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووووووووووود

 

و این منم...

خسته تر از خمیازه ای طولانی

سكوت می كنم

بغض می كنم

حرف...!؟ نه.! نمی زنم...!!

و پا به پای كودك همسایه ام

به حال و روز دنیا می خندم...!!

 

دلم تنگ شده..برای همه آنهایی که می شد از سرزمین عشق بازیشان دل را به سوی آسمان روانه کرد.

دلم تنگ شده... برای بغض های نشکسته ام که همان جا کنارشان گرو گذاشتم ... باشد که باردیگر مرا طلب کنند.

دلم گرفته از خودم که چرا اینجا هستم...چرا کنارشان جان ندادم. میدانم که لیاقتش را ندارم.

همین که مرا به مهمانیشان دعوت کردند جای شکر دارد.

همین که مرا خواستند تا بفهممشان. اما افسوس که میدانم هنوز لایق نیستم تا به عشق پاکشان معرفت پیدا کنم.

جای شما خالی یک دل سیر گریه کردم...

همه جا به یادتان بودم... در هوای غباریه فکه... غروب دهلاویه... میان بغض هایی که طلائیه به گلویم هدیه کرد...

آه...گفتم طلائیه ... دلم دارد پر می کشد... جایتان خالی بود. وقتی تربت پاکش تمام لباسهایم را در بر گرفته بود چقدر دلم می خواست همان جا بمانم، چقدر دلم می خواست تنهای تنها میشدم تا فریاد میزدم ...

فقط فریاد میزدم...اما افسوس ...

آه... از هویزه نمی توانم بگویم ... همیشه برایم رویا بود که یک روز هوای هویزه را تنفس کنم...جایتان خالی ... عطر گلاب همه جا را پر کرده بود و فقط غربت بود که به چشم دیده

میشد...

شلمچه هم غریبانه تر ... چقدر بغض کردم و فرو خوردم...

سه راه شهادت برایتان نماز خواندم...نمی دانم خدا از من پذیرفته یا نه ... اما به یادتان بودم

هرجا که رفتم جایتان را خالی کردم.

خرمشهر هم عجیب گرفته و غم انگیز بود...هنوز آثار تیر و ترکش ها بروی دیوارهایش دیده می شد...چقدر آنجا به دلیر مردان و شیر زنانش غبطه خوردم...

روز آخر رفتیم اهواز...معراج شهدای تفحض شده! آنجا هم به یادتان نماز خواندم و دعا کردم...و به جای همه شما دستم را بروی بسته های کوچکی که نور بودند و نور کشیدم و بوسیدم.

و ... نه دیگر نمی توانم ... فقط امیدوارم شهدا از اینکه اجساد متبرکشان با دستای گناهکار من لمس شده دلخور نباشند. باشد که مرا هدایت کنند.

سعی می کنم در پست بعدی تعدادی از عکس های این سفر معنوی را بریتان بگذارم.

انشاالله سفر بعد در کنار شما دوستای عزیزم به سرزمین نور دعوت شوم. انشاالله.

راستی...

سمنو هم آماده شد... و دعاهایتان مستجاب شد که من هم لیاقت پیدا کنم و سر دیگ برایتان دعا کنم...

انشاالله در اولین جلسه انجمن با سمنو در خدمتتون هستم. سعی کنید همه حضور داشته باشید تا شرمنده تان  نشوم.

دلتنگ همتون هستم.

التماس دعا

بدرووووووووود        

نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووووود

باز دوباره عید آمد.

عزیزای دلم این عید رو به تک تک شما تبریک میگم.

خصوصا شما سادات عزیزم...........حتی...!

فرشته خانوم(دوست هنرستانی) به شما هم تبریک میگم. هم عید و هم ازدواجت رو.

اون یکی فرشته سادات عزیزم(دوست دانشگاهی) به شما هم تبریک میگم.

برای من دعا کنید و به یادم باشید.

 

غدیر

جلوه‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود«الیوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض«اتممت علیكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گلواژه«من كنت مولا» تا نشست

گلبن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

«بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست

شیعه جوشیده‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گر چه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست

عمر كوتاهى‏ست در لبخند گلها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

 

("محمد جواد غفورزاده"شفق)

 

 

منتظرم تا با نظرای قشنگتون دلگرمم کنید.

بدروووووود     

نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووووووووووووود

امشب فقط اومدم بگم حلالم کنید.

اگه خدا بخواد فردا می خوام برم پابوس امام رضا(ع). 

حلالم کنید اگر دیگه نتونستم ببینمتون و بدی هایی که در حقتون کردم و جبران کنم

حلالم کنید اگر گاهی ندونسته از کنار احساسات قشنگتون گذشتم

با شما هستم    زهراجونم   سمانه جونم   اکرم عزیزم   الهام خانوم    سمیه جون  زهرای عزیز 

  فرشته گلم و.... و تویی که می دونم شاید با بی تفاوتی هام ناراحتت کرده باشم.

خلاصه که حلالم کنید من بنده غریب خدا رو خاک زمینم که می دونم یه روز برمیگردم پیش خودش.

آرزوی من رسیدن به اون روزیه که به قول سمیه مهربونم سرم و بذارم تو دستای خدای نازنینم.

اگه در طی کردن این مسیر ندونسته باعث رنجش شما شدم من و ببخشید و دعا کنید برام.

شاید دوباره دیدنتون فقط آرزویی باشه که همیشه با من می مونه. پس فقط حلالم کنید.

التماس دعا.....پرستو مهاجر

 

دلم را روانه کردم by kosar21.

 

بدروووووووووووووووووووود        

 

نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووووووووود

عید همتون مبارک.

از همین جا عید رو به بابای خوبم تبریک میگم...امیدوارم بابای من همیشه بالای سر من باشه

تازه...این روز بزرگ رو به همه بابا های دیگه .... و همه مردهای دیگه که هنوز بابا نشدند تبریک میگم

و امیدوارم ... زود زود بابا بشن.

....................................................یا علی مدد .........................................................

بجز از علی نباشد بجهان گره گشائی

طلب مدد از او کن چو رسد غم وبلائی

چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن

بجز او بزخم دلها ننهد کسی دوائی

بشناختم خدا را که شناختم علی را

بخدا نبرده ئی پی اگر از علی جدائی

نظری ز لطف و رحمت بمن شکسته دل کن

که تو یار دردمندی و تو یار بینوائی

ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم

سر کوی او مکان کن بنگر که در کجائی

همه عمر همچو شهدی طلب مدد از او کن

که بجز علی نباشد بجهان گره گشائی

 

سخنان قصار امیرالمومنین:

کسیکه در هوسرانی بکوشد از خودش کاسته است

هر که را قدرت مجازات بیشتر است عفو از او پسندیده تر است

نیکو کار زنده جاویدان است اگر چه در کوی خاموشانش جای دهند

اندیشه کن انگاه سخن گوی تا از لغزش بر کنار باشی

نیکو ترین عادات تفکر است وحکمت زاده تفکر

ثروت بسیار دلها را تیره و زدوده سازد و گناهان را پرورش دهد

 

امیدوارم مفید بوده باشد....!

 

عید بر شما مبارک

 

ننوشت برای ذکر روز و شب من

جز ذکر علی معلم مکتب من

گر غیر علی کسی بود مطلب بود

ای وای من و کیش من و مذهب من

 

بدرووووووووووووووووووووود             

نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووووووود

با یه عالمه حرف اومدم امشب.

نمیدونم چند تای شما با امشب آشنایی دارید...نمیدونم چند نفر میدونن امشب چه شب قشنگیه...

آره خودشه...لیلة الرغائب...میدونی یعنی چی...یعنی شب آرزوها

وای چه اسم قشنگی....چه احساس آرامشی دارم وقتی میگم امشب شب آرزوهاست...انگاری دیگه خدا اومده که فقط به آرزوهای قشنگ بنده هاش سر وسامون بده....وای خداجونم دوستت دارم.

 

مقام لیلة الرغائب چیست؟

 

به اون روایتی که من شنیدم میگن:

  خدا مثل امشب ، تو نیمه های شب به همه فرشته هاش میگه بیایید ... که امشب هر آرزویی داشته باشید برآورده می کنم.

اونوقت همه فرشته های آسمون و زمین جمع میشن و میان و قشنگتر از اون اینه که ...همه فرشته ها آرزو میکنن خدا آرزوی بنده هارو برآورده کنه....!!!!

واسه همینه که میگن هر کس  امشب...تو نیمه های شب بیدار بشه و دعا کنه ...خدا دعاش رو به استجابت میرسونه!

عزیزای من ... میدونم که همتون بهتر از من اینارو میدونستید ولی ... بیایید امشب یه جور دیگه دعا کنیم...بیایید نفسمون و بذاریم کنار و واسه همدیگه دعا کنیم

فکر کن...وقتی خدا انقدر محکم میگه حاجتتون رو میدم...اگه چاشنیه دعا در حق همدیگرو بهش اضافه کنیم دیگه چی میشه!

امشب قرار نیست دل کسی بشکنه...امشب همه با هم ...برای هم ... و با توکل به خدا دعا میکنیم!

آرزوی منم اینه آروزی تک تک شما برآورده بشه.

راستی گل من...فردا یه سری از بربچ این وبلاگ از جمله من و رفیق عزیزم ، آزمون کارشناسی داریم....

نیمه شب وقتی داشتی دعا میکردی...این خواهش من و قبول کن و مارو از دعای قشنگت محروم نکن.

راستی...یادتون نره

دعا کنید اونی که همه منتظر اومدنش هستیم بیاد.......!!!!

 

اَللهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ الفرَج

خدایا همان ده که آن به....!!! 

 

بدرووووووووووووووووود    

نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درود

امروز با روزای دیگه فرق داره. یه جورایی غریبه. آدم دلش می خواد گریه کنه...آخه امروز ، روز اول محرمه.

 

 

سلام محرم

سلام دسته های عذاداری اباعبدالله(ع)

سلام روزه و نوحه خونی

سلام مسجد و حسینیه

سلام زنجیرهای سینه زنی

سلام سقا های سفید پوش ابوفاضل(ع)

سلام بی بی فاطمه(س)

بی بی ما همه به دعوت شما اومدیم تو مجلس پسرت ... اومدیم تا با زینبت هم غصه باشیم...

اومدیم تا مثل مردم کوفه نباشیم ... اومدیم تا آقامون بدونه چقدر دوستش داریم...بدونه تنهاش نمی زاریم...

آقا من که می دونم شما هم می آیی تا تو مجلس اباعبدالله گریه کنی...!

آقا کمکمون کن... کمک کن تا این سد گناه که جلوی چشمه خشک چشمامونه ، بشکنه...

یا اباصالح(عج) کمکمون کن ... کمکمون کن تا بفهمیم تو مجلس چه آقای مقدسی پا گذاشتیم

آقا کمکمون کن تا با یه قطره اشک ... آتش سوزان دوزخ رو به جسممون حرام کنیم....

آقا کمکمون کن تا تو فیق داشته باشیم و نذاریم خون شهدای عاشورا پایمال بشه

آقا کمکمون کن تا برای زنده نگه داشتن اسلام تا پای جونمون بایستیم...

آقای مهربونم... فقط یه نگاه ... فقط یه لحظه.... دعامون کن... دعامون کن تا شاید آمرزیده بشیم.

 

        کمک کن تا این سد گناه

                        که جلوی چشمه خشک چشمامونه ،

                                                                بشکنه...!!!

 

نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |


Design By : Night Skin