تبليغاتX
سنگ مهربون من


سنگ مهربون من

گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر............به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر

 

دروووود

 

لطفا تا انتهای مطلب را بخوانید. ۳پاسگذارم.

 

بعد از دو هفته پرمشغله آپ کردن لذت بخش تر میشه...

حالا یکم خیالم راحت تره...یکم از فکرو خیالام کم شده...

خواهرم و راهی خونه بخت کردم ... تنها شدم حالا!(البته گریه ام بیشتر واسه اینه که همه کارا افتاده رو دوش من!) ولی نه خداییش دلم براش تنگ میشه...

مسابقه هم که تموم شد...هر چند زیاد خوش نگذشت اصلا با پارسال قابل مقایسه نبود ...از قدیم گفته بودند که .... خسیس اند اما با چشم دیدنش ... دیگه...بگذریم... از نتیجه ناراضی نبودم...

حالا فقط آزمونم مونده...که اونم انشالله جمعه ظهر تموم میشه...

بعدش میخوام خودم و دعوت کنم به کتابخونه ام به صرف کتاب های نخونده! شعرهای مرحوم قیصر امین پور رو هم باید در حد خوردن بخونم تا بره ته مخم...بلکه یه تاثیری چیزی بذاره...

همین دیگه...مشکل دیگه ام هم انشاالله با دعای شما حل میشه...فقط محرومم نکنید.

 

به یاد مرحوم نجمه زارع:

 خورشيدِ پشتِ پنجره‌ي پلک‌هاي من

من خسته‌ام! طلوع کن امشب براي من

مي‌ريزم آن‌چه هست برايم به پاي تو

حالا بريز هستي خود را به پاي من

وقتي تو دل‌خوشي، همه‌ي شهر دل‌خوشند

خوش باش هم به جاي خودت هم به جاي من

تو انعکاسِ من شده‌اي... کوه‌ها هنوز

تکرار مي‌کنند تو را در صداي من

آهسته‌تر! که عشق تو جُرم است، هيچ‌کس

در شهر نيست باخبر از ماجراي من

شايد که اي غريبه تو همزاد با مني

من... تو... چه‌قدر مثل تو هستم! خداي من!!


روحش شاد...

التماس دعا

 



امروز جمعه...۳۰/۵/۸۸

بالاخره این آزمون هم تموم شد...درسته که همه برنامه ریزی هام به دلیل ... به هم ریخت و بعد از ده روز که مثل یه دختر خوب داشتم درس میخوندم دیگه نتونستم تمرکز داشته باشم... و درسته که درسی نخونده بودم که بخوام استرس داشته باشم اما ... همین که میدونستم امتحان دارم کافی بود تا نتونم به اندازه کافی برای کارهای دیگه ام انرژی بذارم...اما حالا باید به قولی که به استادم دادم عمل کنم... همه تلاشم و میکنم تا شعرهای نگفته ام رو جبران کنم...دعام کنید.

ماه رمضان هم اومد...خوشحالم چون رمضان و خیلی دوست دارم.کاش تمام سال رمضان بود...

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

                                                   

                   

 

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،خاموشی او تسبیح،عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب است.

 

اگر بدی کردم ببخشید

و حتی تو همین فضای مجازی بدون نام و نشان بهم بگید...

ازتون خواهش میکنم.

حلالم کنید.

 

قلب خود را از كینه دیگران پاك كن،‌ تا قلب آنها از كینه تو پاك شود.

 

التماس دعا خیلی محتاجم...

بدرووووود       

نوشته شده در دوشنبه 26 مرداد1388ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووود

اولا از دوستانی که اومدن و وبلاگ و تنها نذاشتن ممنون.

دوما از اونایی که اومدن و نظری ندادن ممنون.

سوما از اونایی که نیومدن ممنون.

چهارما بعضیا میگن چرا شعر دیگران و میدزدی؟ باید عرض کنم قصد من دزدی نیست و تا جایی هم که بدونم اسم شاعرش رو میزنم مگر اینکه ندونم برای کیه؟ ضمنا این شعرا خوبه...لااقل آدم با سبک دیگران هم آشنا میشه خب. بد میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پنجما انشاالله یه روز اگر خدا خواست و امکانش بود شعرای خودم رو هم میذارم...

ششما....بی خیال خسته شدم دیگه...

هفتما... نه این عدد هفت حیفه هیچی نمیگم....

هشتما امشب هم یه شعر دیگه میذارم که به دلم نشست ....

نهما.... نه ... ۹  رو دوست ندارم...

پس

دهما... این سه دوبیتی متعلق به خانم فروزان محمدی هست.

 

دلا از نسل پاييزي گمانم
شبي از شاخه مي‌ريزي گمانم
چنين فهميدم از شعر نگاهت
ز رنجي تازه لبريزي گمانم

***

مرا مثل دوبيتي‌ها سرودند
هميشه عاشق و تنها سرودند
به چاه ظلمت و نامردمي‌ها
پر از درد و غم مولا سرودند

***

دوباره ابر اشکم پا به ماه است

بساط بغض هایم رو براه است

به دور از جنگل سبز نگاهش

خدایا زنده بودن اشتباه است

 

در آخر...امشب زیاد هذیون گفتم...بی خیالش.


پس نوشت:

۱-با راهنمایی خانم نجمه هاشمی دریافتم که دوبیتی ها متعلق به خانم فروزان محمدی هست.

۲-ممنون از راهنماییتون.


بدروووووود       

 

نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووود

امروز خیلی خوش گذشت...........واقعا تو انجمن ما جاتون خالی بود.

از همین جا به اونایی که نشد ... زیارت قبول میگم. امیدوارم سفر بعدی لیاقت داشته باشم کنارتون باشم.

سفره ده سین امروزم خیلی قشنگ بود...دست همگی درد نکنه.

منم برای همه دعا کردم.....

این شعر هم که نمیدونم شاعرش کیه تقدیم شما...

 

چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟

کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟

برای لحظه ی اول که دیدمت ناگاه

نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟

گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد

کسی که پای دلش مانده است یعنی چه؟

گلایه می کند از گریه ام خدا اما

زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟

تو را که ترک کنم تازه بعد میفهمی

که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه ؟

 

مرسی از همتون........

 شاد باشید و تو خونه تکونیه دلتون من و بیرون نندازید........!

بدرووووووووود        

نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووود

دلم تنگ شده...برای همه...برای اونا که دوستشون دارم...اونا که دوستم دارن و اونا که ....

دلم می خواست منم چهارشنبه با بچه ها میرفتم...اما حیف نمیشه...یعنی لیاقتش نبود.

خدا به همراهتون. منم دعا کنید.

این شعر هم تقدیم به کسی که نمی دونم چقدر به نگاهم نزدیکه....!(از خودم نیستا.)

 


غزلی برای تو


اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

     بدرووووووووود      

 

نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 3:13 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووووود

خوب خوبم....

ملالی نیست جز دوری شما.........................!!!!!!!!!!!!!!!

این شعر تقدیم به اونی که خودش میدونه کیه! البته امیدوارم ناراحت نشی عزیز.

 

 بايد گرفتارم شوي تا من گرفتارت شوم 

 با جان و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم 

 من نيستم چون ديگران بازيچه ي بازيگران 

 اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم

 

و یک شعر بسیار بسیار زیبای دیگر تقدیم به شما دوستای عزیزم:

و همینطور تقدیم به تو.........!!!

 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن


بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن


موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن


من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن


بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن


امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 

دوستای خوبم ازتون گله دارم....

چرا دیگه با نظر قشنگتون من وراهنمایی نمی کنید؟

منتظرم.

بدروووووووووود               

نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووووود

دلم برای تک تک شما دوستای گلم تنگ شده.

این شعر از خودم نیست اما دلم میخواد خوب بخونیدش.

 


شعرم نمي آيد!
 مي خواهم ترسيمت کنم
 مانند هزار نقاشي که کشيده ام
بارها
و بعد؛
پاره ات کنم
مثل گذشته ها ميان کاغذ پاره هاي
دفترچه ي نقاشي ام!
شايد اينگونه فراموشت کنم
 مانند صورت هايي که
مي کشم و پاره مي کنم!
شعرم نمي ايد!
 خيال کشيدن هست ،
فرصت پاره کردن نيست!..
.مي ترسم!
مي ترسم بر ديوار قلبم جا بماني
 و سالها حسرت پاره کردن؛
مداد طراحي ام شود
 بي آنکه
 فراموش شده باشي!

 

بدرود       


نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووووووووود

با یک شعر توووووووپ برگشتم که واقعا شعر جذابیه.

فکر کن....!

فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است

دوباره   “دیده امت”   زّل بزن به چشمانی
که از حرارت   ” من دیده ام ترا ”   گرم است

بیا گناه کنیم عشق را … نترس … ، خدا ،
هزار مشغله دارد ، سر ِ خدا گرم است

 

خب دیگه فعلا بسه....خداییش آخره شعر بود.

 


دوستانی که لطف داشتن و فکر میکردن این شعر از سروده های خودم هست باید بگم نه. این شعر مربوط به یکی از شاعران خوب قمی هستش که براشون آرزوی موفقیت دارم.



بدروووووووووووود

 

نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت 4:0 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

دروووووود

من خوبم اما نیازمند دعای خالصنه شما.

 

باید فراموشت کنم، چندیست تمرین می کنم16.gif

من می توانم، می شود، آرام تلقین می کنم16.gif

با عکس های دیگری، تا صبح صحبت می کنم16.gif

با آن اتاق خویش را، بیهوده تزئین می کنم 16.gif

سخت است، اما می شود، در نقش یک عاقل روم16.gif

شب نه دعایت می کنم، نه صبح نفرین می کنم16.gif

حالم نه اصلا خوب نیست، تا بعد بهتر می شوم16.gif

فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم16.gif

از جنب و جوش افتاده ام، دیگر نمی گویم به خود:16.gif

وقتی عروسی می کند آن می کنم این می کنم16.gif

این درد سرد بی کسی، بر شانه جا خوش کرده است16.gif

از روی عادت دوستی، با بار سنگین می کنم16.gif

هرچه دعا کردم نشد ، شاید کسی آمین نگفت16.gif

حالا تقاضای دلی، سرشار از آمین می کنم16.gif

نه اسب ، نه باران ، نه مرد ، تنهایم و این دائمی ست16.gif

اسب حقیقت را خودم، با این نشان زین می کنم16.gif

یا می برم یا باز هم، نقش شکستی تلخ را16.gif

در خاطرات سرخ خود، با رنج آذین می کنم16.gif

حالا نه تو مال منی، نه خواستی سهمت شوم16.gif

این مشکل من بود و هست ، در عشق گلچبن می کنم16.gif

کم کم ز یادم می روی، این روزگارو رسم اوست16.gif

این جمله را با تلخی اش ،صد بار تضمین می کنم16.gif

 

نظر یادت نره........ببین من اگه نگم لطفش بیشتره ها!

بدرووووووووووووووووود              

 

نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 3:15 قبل از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووووووووووووووووود

 

خسته ام می فهمید؟!

خسته ام می فهمید؟!    
خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
خسته از منحنی بودن و عشق.
خسته  از حس غریبانۀ این تنهایی.
بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.
بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
بخدا خسته ام از حادثۀ ساعقه بودن در باد.
همۀ عمر دروغ،
گفته ام من به همه.
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله و مست شدم از ضربان دل گل!
شمع را میفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!!
من چه میدانم از،
حس پروانه شدن؟!


من چه میدانم گل،
عشق را میفهمد؟
یا فقط دلبریش را بلد است؟!


من چه میدانم شمع،
واپسین لحظۀ مرگ،
حسرت زندگیش پروانه است؟
یا هراسان شده از فاجعۀ نیست شدن؟!


به خدا من همه را لاف زدم!!
بخدا من همۀ عمر به عشاق حسادت کردم!!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به سراب !!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!!
باختم من همۀ عمر دلم را،
به هراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
بخدا لاف زدم،
من نمیدانم عشق،
رنگ سرخ است؟!
آبیست؟!
یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
عشق را در طرف کودکیم،
خواب دیدم یکبار!
خواستم صادق و عاشق باشم!
خواستم مست شقایق باشم!
خواستم غرق شوم،
در شط مهر و وفا
اما حیف،
حس من کوچک بود.
یا که شاید مغلوب،
پیش زیبایی ها!!
بخدا خسته  شدم،
میشود قلب مرا عفو کنید؟
و رهایم بکنید،
تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟


تا دلم باز شود؟!
خسته ام درک کنید...!!!!
میروم زندگیم را بکنم،
میروم مثل شما،
پی احساس غریبم تا باز،


شاید عاشق بشوم....!!!

 

        بدروووووووووووووووووووود   

      

نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروود

دیر اومدم...معذرت می خوام

ولی مطمئن باشید به یاد شما هستم

این مطلب رو تو وبلاگ سانازجون خوندم خوشم اومد...گذاشتم شما هم بخونید شاید براتون جالب باشه

 

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت دوم قرار گيرد؟

 

 

1-ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
 
2-چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
 
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند
 
4-سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید. انگشت شصت نمایانگر والدین است. انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند. به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
 
5-لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید. سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
 
6 -اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
 
7-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند. شصت نشانه والدین است انگشت دوم خواهر و برادر انگشت وسط خود شما انگشت چهارم همسر شما و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.
(برگرفته از اساطیر چینی)
 
 

 
 
 تقدیم به تو:
 
 

امروز به رسم عاشقی خندیدم

امروز به دست تو دل بخشیدم

فردا من و درد و دوری و تنهایی

عمری ز همین حادثه می ترسیدم

 
 
در این بازار بی مهری
                            به دیدار تو شادم
تو شادم کن
                 که سوز غم بر آمد از نهادم

تو می گفتی صدایم کن
                            زسوز سینه هر شب
صدایت می زنم
                      اما رسی آیا به دادم؟

کمک کن
                  تا ابد تنها به تو عاشق بمانم
به کوی عاشقی
                      شعر خوش ماندن بخوانم...!
 
 
 
 
از وقتي رفتي هيچ کسي هم درد و هم رازم نشد

 هيچ کسي حتي يک دفعه هم غصهء سازم نشد

رفتي ولي بدون هنوز عاشقتم تا پاي جون

دل بهاريم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون

 
 
 
نظر یادت نره عزیزم !!!
 
  بدرود    
 
 
نوشته شده در یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 5:6 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |


Design By : Night Skin