تبليغاتX
!...ساده مثل سکوت


!...ساده مثل سکوت

 

دروووووووووود

یه دروود هشتادوهشتی..... ایشاالله سال دیگه تو بهشتی!(فی البداهه بود)

عیدتون مبارک...الهی سال جدید پر باشه از اتفاقای جدید....

الهی سعادت دنیا و آخرتت رو تو این سال عزیز بدست بیاری....

 

عطر نرگس، رقص باد.

نغمه شوق پرستوهای شاد.

خلوت گرم کبوتران مست.

نرم نرمک میرسد اینک بهار.

خوش به حال روزگار.

سال نو مبارک.....

 

امسال خیلی تووووپه... سالی که تاریخ قشنگ ۸/۸/۱۳۸۸ برابر باشه با تولد هشتمین اختر تابناک ولایت یعنی توووپ...!

خلاصه که امروز برای همتون دعا کردم...

دوستای نازنین انجمنی...ببخشید که نمی تونم به تک تک شما سر بزنم...

از همین جا معذرت می خوام و سال جدید رو بهتون تبریک میگم.

انشاالله به زودی یکم مشکلات برطرف بشه خدمت همتون میرسم.

رااااااااااااستی....

دعا کنید....آخه این گندم سمنوی امسالمون...انقدر هوا سرد شده که سبز نمیشه.... 

منم که اگر خدا بخواد سوم فروردین میرم جنوب... اگر تا پس فردا آماده نشه دیگه نیستم!!!

دعا کنید تا من هستم درست بشه که حسابی براتون دعا کنم ....

راستی این شعرم در وصف این گندم ها گفتم...

خونم و تو شیشه کردی گندمک

این چه کاره پیشه کردی گندمک

لطف پیک نیک و اجاق گاز بود

تا تو آخر ریشه کردی گندمک

 

التماس دعا..................مرسی.

بدروووووووود         

 

نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووود

امروز خیلی خوش گذشت...........واقعا تو انجمن ما جاتون خالی بود.

از همین جا به اونایی که نشد ... زیارت قبول میگم. امیدوارم سفر بعدی لیاقت داشته باشم کنارتون باشم.

سفره ده سین امروزم خیلی قشنگ بود...دست همگی درد نکنه.

منم برای همه دعا کردم.....

این شعر هم که نمیدونم شاعرش کیه تقدیم شما...

 

چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟

کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟

برای لحظه ی اول که دیدمت ناگاه

نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟

گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد

کسی که پای دلش مانده است یعنی چه؟

گلایه می کند از گریه ام خدا اما

زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟

تو را که ترک کنم تازه بعد میفهمی

که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه ؟

 

مرسی از همتون........

 شاد باشید و تو خونه تکونیه دلتون من و بیرون نندازید........!

بدرووووووووود        

نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروووود

دلم تنگ شده...برای همه...برای اونا که دوستشون دارم...اونا که دوستم دارن و اونا که ....

دلم می خواست منم چهارشنبه با بچه ها میرفتم...اما حیف نمیشه...یعنی لیاقتش نبود.

خدا به همراهتون. منم دعا کنید.

این شعر هم تقدیم به کسی که نمی دونم چقدر به نگاهم نزدیکه....!(از خودم نیستا.)

 


غزلی برای تو


اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ، بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

     بدرووووووووود      

 

نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 3:13 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

درووووووود

خوب خوبم....

ملالی نیست جز دوری شما.........................!!!!!!!!!!!!!!!

این شعر تقدیم به اونی که خودش میدونه کیه! البته امیدوارم ناراحت نشی عزیز.

 

 بايد گرفتارم شوي تا من گرفتارت شوم 

 با جان و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم 

 من نيستم چون ديگران بازيچه ي بازيگران 

 اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم

 

و یک شعر بسیار بسیار زیبای دیگر تقدیم به شما دوستای عزیزم:

و همینطور تقدیم به تو.........!!!

 

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن


بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن


موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن


من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن


بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن


امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

 

دوستای خوبم ازتون گله دارم....

چرا دیگه با نظر قشنگتون من وراهنمایی نمی کنید؟

منتظرم.

بدروووووووووود               

نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط پرستو مهاجر| |

 

دروود

امروز فقط یک ماجرای جالب براتون دارم.

البته راست و دروغش پای نویسنده اش.

 


ماجرای شگفت آور

پسری كه در 13 سالگی پدر شد!!!

 

 به گزارش روزنامه سان ، الفى پسر 13 سالۀ انگلیسی كه چهره‌اش او را بیش از 8 سال
نشان نمى‌دهد از دوست دختر 15 سالۀ خود (چنتل) صاحب فرزند دخترى شد. آن دو وقتى ‌از
موضوع مطلع شدند تصمیم به سقط جنین گرفتند اما بعد پسرك فكر كرد بد نیست كه پدر شدن
را نیز تجربه كند. الفى كه هیچ درآمدى ندارد و تنها گاهى اوقات حدود 10 پوند از
پدرش پول تو جیبى دریافت مى‌كزده است به گفتۀ خود هیچگاه عواقب این تصمیم خود را
نسنجیده بوده است. پسرك شرح مى‌دهد كه در سال گذشته زمانى‌كه تنها 12 سال داشته است
براى ‌اولین بار ارتباط را با دوست دخترش تجربه كرده كه نتیجه‌اش چنین شده است. پدر
الفى كه با این چالش روبرو شده است اظهار مى‌دارد كه دیگر براى هر تصمیمى دیر شده
است و تنها باید مطمئن شد كه پسرش در این سن به فكر بدنیا آوردن بچۀ دیگرى ‌نباشد.

 

خانواده کوچک الفی

 

جهت دیدن گزارش کامل و تصاویر بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.shayangold.com/news.php?id=563

 

بدرووووود        

نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 0:13 قبل از ظهر توسط پرستو مهاجر| |


Design By : Night Skin