سنگ مهربون من
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر............به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر
دروووووود من خوبم اما نیازمند دعای خالصنه شما. باید فراموشت کنم، چندیست تمرین می کنم نظر یادت نره........ببین من اگه نگم لطفش بیشتره ها! بدرووووووووووووووووود دروووووود برگشتم...با دست پر ... با یه عالمه یه عالمه یه عالمه خاطره خوشگل...با دو تا حاجت برآورده شده...! خلاصه که جای همتون خالی بود...خیلی خیلی خیلی خوش گذشت...فقط حضور شما کم بود. تو مسابقه شعر چهارم شدم...و از همه مهمتر واسه کارشناسی مجاز شدم اونم چی؟ به اتفاق دوست نازنینم. بچه ها دعا کنید اگه به صلاحمونه هرجا قبول میشیم با هم باشیم..........*** هر چی خدا بخواد*** خدایا شکرت اینم واسه گل من...! ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ماه من غصه نخور گریه پناه آدماس تر و تازه موندن گل مال اشک شب نماس ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مثه تو خیلیا با زخمای زندگی آشنان مثه تو ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدارو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا راستی... فردا بعد از مدتها قراره سمانه ی نازنینم رو ببینم...دعا کنید همه چی خوب پیش بره و ... خب دیگه ببخشید اگه طولانی شد. براتون شادی رو آرزو دارم........موفق باشید. اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند ...!!! بدرووووووود 
من می توانم، می شود، آرام تلقین می کنم
با عکس های دیگری، تا صبح صحبت می کنم
با آن اتاق خویش را، بیهوده تزئین می کنم 
سخت است، اما می شود، در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت می کنم، نه صبح نفرین می کنم
حالم نه اصلا خوب نیست، تا بعد بهتر می شوم
فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم
از جنب و جوش افتاده ام، دیگر نمی گویم به خود:
وقتی عروسی می کند آن می کنم این می کنم
این درد سرد بی کسی، بر شانه جا خوش کرده است
از روی عادت دوستی، با بار سنگین می کنم
هرچه دعا کردم نشد ، شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی، سرشار از آمین می کنم
نه اسب ، نه باران ، نه مرد ، تنهایم و این دائمی ست
اسب حقیقت را خودم، با این نشان زین می کنم
یا می برم یا باز هم، نقش شکستی تلخ را
در خاطرات سرخ خود، با رنج آذین می کنم
حالا نه تو مال منی، نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست ، در عشق گلچبن می کنم
کم کم ز یادم می روی، این روزگارو رسم اوست
این جمله را با تلخی اش ،صد بار تضمین می کنم
| Design By : Night Skin |


