سنگ مهربون من
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر............به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر
دروووود واااااااای خداجونم امروز چه روز تووووووووپیه!!! آهان...فضولیتون شروع به درد گرفتن کرد...!!! آخه امروز تولد سمااااااااااااانه است خدا جون چقدر خوبی که این رفیق خوب و نسیبم کردی. ((( یه موضوع مهم ))) این قسمت از سال ... یعنی اسفندماه فقط متعلق به سمانه نازنین من نیست... بلکه یه سری رفقای گل دیگه من هم ... متولد اسفند هستن که همین جا به صورت کاملا صمیمانه اسفندی های نازنین می کنم *** *** و یکی از دوستای گلم و خودش خوب می دونه کیه (اگر کسی رو فراموش کردم به بزرگواری خودتون ببخشید) اینم کیک تولدتون که خودم درست کردم ... قابل شما رو نداره جیییییییییییگر!!! و اما هدیه من ... فقط قول بده بگیری و تا همیشه نگهش داری! عزیزای دلم ببخشید که یکم دیر آپ کردم...باور کنید سرم شلوغه مشکلات برطرف بشه تا بیشتر بتونم بهتون سر بزنم دلم خیلی براتون تنگ می شه می شم بدروووووود درووود دلم برای تک تکتون تنگ شده...ببخشید که دیر اومدم...ولی مهم اومدنه مگه نه؟ معلم پای تخته داد می زد یک با یک برابر است از میان جمع شاگردان یکی بر خاست همیشه یک نفر باید به پا خیزد.... به آرامی سخن سر داد: تساوی ! اشتباهی فاحش و محض است نگاه بچه ها نا گه به یک سو خیره شد بچه ها در جزوه خویش بنویسید: اینم از درس امروز...خوب خوب یاد بگیرید راستی گفتم درس یادم افتاد فردا باید سرکلاس درس جواب بدم...اونم چی؟... اخلاق!!! انگار این استاده حالیش نیست آدمی با اخلاق توپی مثل من که نیاز به کلاس اخلاق نداره خب نازنین هایی که گله کردید چرا آپ نمی کنم...به بزرگواری خودتون ببخشید من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی: هرگز...هرگز...!!! پاسخی سخت و درشت و مرا غصه این هرگز کشت!!! شوخی کردما...به دل نگیر...با توام...می دونی خودت دیگه!!! خب نازنین...دوباره باید بگم نظر یادت نره!!! ولی این بار فرق می کنه...دوست دارم نظرت و درباره این دوتا شعر بدونم... !!!!***آفرین...نظرت و بگو***!!!! بدروووود درود امروز توپه توپم...آخه با یه خبر توپ و دست اول اومدم...داغ داغ یه خبر خوب...می دونی درباره کی؟ درباره کسی که همه وجودم و تسخیر کرده...درباره کسی که معنای عشق و در کنار اون پیدا کردم کسی که این وبلاگ و به عشق اون راه انداختم کسی که بی نهایت دوستش دارم و بی نهایت دوستم داره !!!! کسی که بارهاو بارهاتوی مطالبم ازش صحبت کردم.از دلتنگی هام ومهربونیاش گفتم حالا ....حالا ..........حالا حالا زیباترین و قشنگترین اتفاق ... مهمون زندگیه عشق نازنین من شده...! عشق نازنینم ... دوست مهربونم ...کسی که با تمام وجودم ستایشش می کنم و آرزوی خوشبختیش و دارم امروز اومدم تا فقط فقط خبر ازدواج سمانه محبوبم رو بدم...تا همه برای خوشبختیش دعا کنید! شاد ... شاد ... شادم!!!! ***... با قلبی سراسر شور و مهربانی با چشمی لبریز از اشک شادی و با دستانی آرزومند خوشبختیتان پیوند قلبهایتان را ***... کاملا موافقم . میذارم تا شما هم بخونید و نظر شخصیتون رو برام بگید...یادتون نره! چه خوش بي مهربوني با دو سر بي كه يك سر مهربوني بي ثمر بي باید خدمت این شبح عزیز شبح جان داشته باشد سرچشمه محبت از دل محبوب می جوشد نظر یادت نره عزیز دلم بدروووووود![]()
خب خب خب می گم چرا...!!!!!!!![]()
![]()
....می شناسیش دیگه .... دوست نازنینم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بهشون تبریک می گم
و این آپ رو تقدیم ![]()
![]()
سمانه
***
اکرم
***
فاطمه
***
بازم سمانه
***
سمیه
***
و ...
***![]()
![]()
که خاطرش خیلی برام عزیزه![]()
...ولی از آوردن اسمش معذورم!!! ![]()
... تولد ... تولد ...
***.....تولدت مبارک....***

![]()

![]()

... دعا کنید هرچه زوودتر این![]()
![]()
...ولی وقتی میام نظراتون رو می بینم آرووم
پس لطف کنید و با نظرای خوشگلتون راهنماییم کنید...!!!![]()
![]()
یک اگر با یک برابر بود!!!![]()
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان
ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم می کردند![]()
![]()
و آن یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود
تساوی را چنین نوشت:![]()
![]()
![]()
و معلم مات بر جا ماند
و او پرسید: اگر یک فرد انسان ،واحد یک بود
آیا باز یک با یک برابر بود؟![]()
سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود![]()
و او با پوزخندی گفت:
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زر و زور به دامن داشت بالا بود
و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد از زر داشت پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه صورت نقره گون چون قرص مه می داشت بالا بود
و آن سیه چهره که می نالید پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیرورو می شد
یک اگر با یک برابر بود پس چه کس
پشتش زیر بار فقر خم می شد ![]()
یا که زیر ضربت شلاق له می شد![]()
معلم ناله آسا گفت:![]()
که یک با یک برابر نیست....!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
...***

شعر زیبایی رو برام فرستاده بود...چون با مفهوم این شعر
اگر مجنــــون دل شوريده اي داشت دل ليـــلي از او شـــوريده تـر بي
عرض کنم
خوشحال می شم اگر بار دیگر وجودتان بر این وبلاگ عنایت
| Design By : Night Skin |

